بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍوَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ َرْضَکَ طَوْعاًوَتُمَتِّعَهُ فیهاطَویلا .

ما مانده ایم و بغض گلوگیر انتظار چاپ
تاریخ : جمعه 12 مهر ماه سال 1387

 

 

 

 

 

 

امروز جمعه نیست ولی دلشکسته‌ام

زیرا به انتظار ظهورت نشسته‌ام

یکشنبه‌ای است تلخ ، نه یکشنبه‌ای سیاه

یک جمعه‏ی جدید خیال تو، اشک و آه

آقا، شکسته بغض قلم را غم زمین

بگذار تا بگویم از این قرن آهنین

از التهاب نقشه‏ی جغرافیای شوم

از مرزهای له شده در سایه‏ی هجوم

از برج‌ها که در تب افسانه‌ای مدرن

تبدیل می‌شوند به بتخانه‌‌ای مدرن

از خشم بمب‌های اتم، نقشه‌های جنگ

اندیشه‌های وحشی تیمورهای لنگ

از فصل خواب و وحشت کابوس‌های شوم

تکثیر بی‌نهایت ویروس‌های شوم

از مرگ اعتماد به دست شغادها

از غفلت بهار، شبیخون بادها

دارد دوباره قلب قلم تیر می‌کشد

تاریخ را چه تلخ به تصویر می‌کشد

حالا زمان به مرز تحجر رسیده است

یعنی که فصل مرگ تفکر رسیده است؟!

در هر بهار رویش پائیز را ببین

تکرار تلخ، یورش چنگیز را ببین

تکرار تلخ فاجعه، تهدید، انفجار

آیین جهل، زنده بگوری و انتحار

آقا ببین تهاجم اصحاب فیل را

فرعونیان خفته در امواج نیل را

در جست و جوی هیچ تب جنب و جوش را

تزویرهای این همه آدم فروش را

دیگر شکسته حرمت سنگین نام‌ها

در عصر انتقام، ترور، قتل عام‌ها

حالا بت بزرگ تبر را شکسته است

دروازه‏ی حقوق بشر را شکسته است

نمرودها دوباره خدای زمین شدند

بت‌ها، پیمبران دروغین دین شدند

حالا درون قصه‏ی مادر بزرگ‌ها

‏یوسف رها شده است در آغوش گرگ‌ها

حتی قطار آدمیت واژگون شده است

ایثار رنگ باخته، نوعی جنون شده است

قانون ظلم در رگ تاریخ جاری است

دنیا هنوز در هوس برده داری است

عصر مدرن وارث مشتی ژن است و هیچ

اندیشه‌اش تصرف اکسیژن است وهیچ

دارد دریچه‌ها همه مسدود می‌شود

سر چشمه‏ی امید گل آلود می‌شود

ما مانده‌ایم وحسرت نانی کپک زده

با سیب‌های سرخ جهانی کپک زده

ما مانده‌ایم و صفحه‏ی شطرنج زندگی

با مهره‌های له شده از رنج زندگی

ما ماند‌ایم و حسر ت تفسیر انتظار

ما مانده‌ایم و بغض گلو گیر انتظار

ده قرن انتظار، نه، ده قرن خون دل

آقا چه‌ها گذشته به تو؟ مانده‌ام خجل

آقا بگو، بگو که تو از ما چه دیده‌ای؟!

آری بگو، بگو که چه از ما کشیده‌ای؟!

ما در یقین به سینه‏ی خود مهر شک زدیم

حتی به زخم وا شده‏ی تو نمک زدیم

یک عده جیره‌خوار مدرنیسم‌ها شدیم

در جنگلی به نام تمدن رها شدیم

یک عده هم جدا شده از عصر آ‌هن‌اند

حرف از ظهور پست مدرنیسم می‌زنند

حرف از ظهور پوچی و تردید بی‌دلیل

مرگ حقیقت وخرد و سنت اصیل

یک عده در گرسنگی و فقر سوختند

ایمان به نرخ لقمه‏ی نانی فروختند

یک عده با یزید و معاویه ساختند

قرآن به روی نیزه نشاندند و باختند

یک عده از حقیقت تو دور مانده‌اند

در انتظار یخ زده محصور مانده‌اند

مفهوم انتظار تو را ترک کرده‌اند

آیا دعای عهد تو را درک کرده‌اند؟

گفتند: انتظار همان بی‌قراری است

تنها دعا و گریه وشب زنده‌داری است

مفهوم انتظار تو این چند واژه نیست

آقا خودت بیا و بگو انتظار چیست؟

این دردها حکایت و افسانه نیستند

تنها شکایتِ دل دیوانه نیستند

این دردها  حقیقت مسموم عالم‌اند

شمشیرهای آخته‏ی ابن ملجم‌اند

از فرقه‌ فرقه تفرقه دلخسته‌ایم ما

ده قرن می‌شود به تو دل بسته‌ایم ما

از هر سر جدا شده، بگذار بگذرم

از زخم‌های وا شده بگذار بگذرم

بگذار بگذرم که پُرم از گلایه‌ها

آقا بیا که خسته شدم از کنایه‌ها

امروز هم به یاد تو کم کم گذشت و رفت

مانند جمعه‌های پر از غم گذشت و رفت

آری گذشت و باز نگاهم تو را ندید

فردا دو شنبه است؟ نه ؛ یک جمعه‏ی جدید!  

 

عید فطر مبارک چاپ
تاریخ : سه شنبه 9 مهر ماه سال 1387

 

 

 

 

 

 

خداوندا....

نمیدانم شاید این اخرین روزی است که من ماه مبارک تو را خواهم دید...شاید دیگر هرگز فرصت گفتن الهی العفو را نداشته باشم....

خدایا...

ترا به پاکی چهارده ستاره ی درخشان امامت...

ترا به ابروداران درگاهت...

ترا به نیایش های خالصانه  متقیان...

مرا در اخرین روز ماه مبارک بیامرز...

بارالها مرا هدایت فرما و کمک کن در راه تو باشم...

خدایا دلتنگ توام...

مگذار از درگاهت دور شوم...

و چه سخت است رمضانی دیگر را بی  منتقم ال علی گذراندن...

و بی او به نماز عید فطر ایستادن....

کجایی؟؟؟؟ چاپ
تاریخ : پنجشنبه 4 مهر ماه سال 1387

 

  

 

ای بادهای سیه،ابرهای سپید کجایید؟

.

ای ابرهای اندوه...پس کجاست آن خورشید عام تاب؟

.

ای طلیعه ی هدایت ...چرا نمی آیی؟

.

باران های ما، برای آبادانی این مزارع لایزرع  قلبمان که با هجوم ملخ های شیطانی نابود شده است، کافی نیست...

.

آفت های  روحمان بس زیاد است و ما را یارای مقابله نیست.....بیا..ای گل نرگس بیا...

.

بیا و ما را زین جاده های بی پایان رهایی بخش...بیا که در تاریکی  های امروز گم گشته ایم... 

 

نو

 

 

(غریبه) 

برای امدنت.. چاپ
تاریخ : چهارشنبه 3 مهر ماه سال 1387

 

 

 

یا صاحب الزمان (عج) ادرکنی 

...................................................................................

گذشت افطار و هنگام سحر شد

.

نیامد یارم و خاک به سر شد

.

نیامد ساقی میخانه دوست

.

خماری کم نگشت و بیشتر شد

.

به امیدی که حتماً خواهد آمد

.

دو چشمم دوخته بر پای در شد

.

به پای سرو ناز سر بلندم

.

سر افتاده‏ام افتاده‏تر شد

.

نه تنها من ز پا افتاده‏ام، نی

.

ز هجرانت جدا کوه از کمر شد

.

اگر آیی چه آهی و چه سنگی

.

ببین آیینه هم اهل خطر شد.

به یاد آفتاب افتاده هر صبح

.

که شبنم دامنش یک ذره‏تر شد

.

شقایق گونه بر دل بود داغی

.

.

فراق باغبان داغی دگر شد

.

به پایت آنقدر انگور می‏ریخت

.

که شاخ تاک چشمم بی ثمر شد

.

نفهمیدم سحر کی آمد و رفت

.

نیامد یارم و خاکم به سر شد

.

.

رجعت چاپ
تاریخ : چهارشنبه 27 شهریور ماه سال 1387

 

 

 

 

. 

رجعت در اندیشه شیعى

رجـعـت یـکى از مسائل پیچیده مربوط به دوران ظهور حضرت مهدى (عج ) است ,بر اساس این عـقـیـده گروهى از مومنین به این جهان بازمى گردند تا ظهور دولت حق را مشاهده کنند و از شـکـوفـایـى آن لذت ببرند, و نیز گروهى از منافقین بازگردانده مى شوند تا کیفر دنیوى اعمال ناشایست خویش را بچشند.
رجعت یکى از عقاید ویژه مذهب تشیع است که از دیرباز, شیعه امامیه بر آن بوده اند و بدان معروف گـشـتـه انـد و بـه واسطه اعتقاد به آن مورد طعن دشمنان قرارگرفته اند, بحثها و گفتگوهاى فراوانى در این باره میان بزرگان شیعه و مخالفین آنهارخ داده که تاریخ آن را ثبت و ضبط نموده است
((1)) . در این زمینه روایات بسیارى از خاندان نبوت به دست ما رسیده است .

ادامه ...
.:.ماه رمضان.:. چاپ
تاریخ : دوشنبه 11 شهریور ماه سال 1387

 

 

 

-:-کاش در این رمضان لایق دیدار شوم-:-

-:-سحری با نظر لطف تو بیدار شوم-:-

-:-کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان-:-

-:-تا که همسفر ه ی تو لحظه ی افطار شوم.... -:-

.

.

.

در استانه مثلا ماه رمضانم
گوشتهای منیتم پروار
من چاق چاقم
از زشتیها
از هزاران وسوسه نهانی نفسی بدبخت
از میلیاردها میلیارد وسوسه نفسی بدبخت
رمضان است
سحرش که حالی از برای درد گفتن نیست
سحرش تا خرخره میخورم
افطارش
ولع دیوانه ام میکند
بقدری میخورم
که نه تشنگی
که نه گرسنگی بفهمم
اری اری
من بی دغدغه ام
اسیر هزاران وسواس رنگی
وحال کی میمیرم
از این گرداب لجن پرور خویش
معلوم نیست...!!!!

.

حلول ماه مبارک رمضان بر همه ی منتظران مبارک....التماس دعا 

نخستین سخنان امام زمان (علیه السلام) بعد از ظهور چاپ
تاریخ : یکشنبه 10 شهریور ماه سال 1387

.

.

 نخستین سخنان امام زمان (علیه السلام) بعد از ظهور

نخستین سخنانى که امام زمان (علیه السلام) بعد از ظهور مى فرمایند، چیست؟ هنگامى که خداوند متعال اذن ظهور به امام زمان(علیه السلام) بدهند، آن حضرت براى اصلاح جهان از کنار کعبه ظهور مى کنند و نخستین سخنى که مى فرمایند: آیه (بقیة الله خیرلکم ...) است. امام باقر(علیه السلام) در روایتى ـ که محمد بن مسلم از ایشان نقل کرده ـ مى فرمایند:« حضرت به دیوار کعبه تکیه مى دهد و سیصد و سیزده نفر در خدمتش جمع مى شوند، و اول کلامى که به آن نطق مى کنند، این آیه کریمه است: (بقیة الله خیرلکم ان کنتم مؤمنین) یعنى آنچه خدا بر شما باقى گذارد بهتر است، اگر واقعاً به خدا ایمان دارند. بعد از آن مى فرماید: منم بقیة الله در روى زمین »


و نیز در ضمن روایتى که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده، حضرت مى فرمایند:


 آقاى ما قائم(علیه السلام) پشت به کعبه مى دهد و مى فرماید :


 
اى مردم! آگاه باشید! هر که مى خواهد که به آدم(علیه السلام) و شیث نگاه کند، هر آینه منم آدم و شیث ـ یعنى در اخلاق و احوال و اوصاف ـ و هر که مى خواهد به نوحو پسرش سام نگاه کند، هر آینه منم نوح و سام. آگاه شوید! هر که مى خواهد به ابراهیم و اسماعیل نگاه کند، هر آینه منم ابراهیم و اسماعیل. و هر که مى خواهدبه موسى و یوشیع نگاه کند، هر آینه منم موسى و یوشع. آگاه باشید! هر که مى خواهد که به عیسى و شمعون نگاه کند، هر آینه منم عیسى و شمعون. آگاهشوید! هر که مى خواهد به محمد و امیرالمؤمنین(علیه السلام) نگاه کند، هر آینه منم محمد و امیرالمؤمنین. آگاه باشید! هر که مى خواهد که به حسن و حسین نگاهکند، هر آینه منم حسن و حسین. آگاه شوید! هر که مى خواهد به ائمه او اولاد حسین(علیه السلام)» نگاه کند هر آینه منم ائمه(علیه السلام)خواهش مرا اجابتنمایید و قبول کنید، بدرستى که به شما خبر مى دهم پاره اى چیزها را که به شما خبر داده شده و پاره اى دیگر را که خبر داده نشده است. هر که کتابها و صحفالهى را خوانده از من بشنود


چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن
به رُخت نظاره کردن، سخن خدا شنیدن

Type Writer Status Bar Type Writer Status Bar