محض یار مهربان

آخرین منجی...

محض یار مهربان

آخرین منجی...

کجایی؟؟؟؟

 

  

 

ای بادهای سیه،ابرهای سپید کجایید؟

.

ای ابرهای اندوه...پس کجاست آن خورشید عام تاب؟

.

ای طلیعه ی هدایت ...چرا نمی آیی؟

.

باران های ما، برای آبادانی این مزارع لایزرع  قلبمان که با هجوم ملخ های شیطانی نابود شده است، کافی نیست...

.

آفت های  روحمان بس زیاد است و ما را یارای مقابله نیست.....بیا..ای گل نرگس بیا...

.

بیا و ما را زین جاده های بی پایان رهایی بخش...بیا که در تاریکی  های امروز گم گشته ایم... 

 

نو

 

 

(غریبه) 

برای امدنت..

 

 

 

یا صاحب الزمان (عج) ادرکنی 

...................................................................................

گذشت افطار و هنگام سحر شد

.

نیامد یارم و خاک به سر شد

.

نیامد ساقی میخانه دوست

.

خماری کم نگشت و بیشتر شد

.

به امیدی که حتماً خواهد آمد

.

دو چشمم دوخته بر پای در شد

.

به پای سرو ناز سر بلندم

.

سر افتاده‏ام افتاده‏تر شد

.

نه تنها من ز پا افتاده‏ام، نی

.

ز هجرانت جدا کوه از کمر شد

.

اگر آیی چه آهی و چه سنگی

.

ببین آیینه هم اهل خطر شد.

به یاد آفتاب افتاده هر صبح

.

که شبنم دامنش یک ذره‏تر شد

.

شقایق گونه بر دل بود داغی

.

.

فراق باغبان داغی دگر شد

.

به پایت آنقدر انگور می‏ریخت

.

که شاخ تاک چشمم بی ثمر شد

.

نفهمیدم سحر کی آمد و رفت

.

نیامد یارم و خاکم به سر شد

.

.

رجعت

 

 

 

 

. 

رجعت در اندیشه شیعى

رجـعـت یـکى از مسائل پیچیده مربوط به دوران ظهور حضرت مهدى (عج ) است ,بر اساس این عـقـیـده گروهى از مومنین به این جهان بازمى گردند تا ظهور دولت حق را مشاهده کنند و از شـکـوفـایـى آن لذت ببرند, و نیز گروهى از منافقین بازگردانده مى شوند تا کیفر دنیوى اعمال ناشایست خویش را بچشند.
رجعت یکى از عقاید ویژه مذهب تشیع است که از دیرباز, شیعه امامیه بر آن بوده اند و بدان معروف گـشـتـه انـد و بـه واسطه اعتقاد به آن مورد طعن دشمنان قرارگرفته اند, بحثها و گفتگوهاى فراوانى در این باره میان بزرگان شیعه و مخالفین آنهارخ داده که تاریخ آن را ثبت و ضبط نموده است
((1)) . در این زمینه روایات بسیارى از خاندان نبوت به دست ما رسیده است .

ادامه مطلب ...

.:.ماه رمضان.:.

 

 

 

-:-کاش در این رمضان لایق دیدار شوم-:-

-:-سحری با نظر لطف تو بیدار شوم-:-

-:-کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان-:-

-:-تا که همسفر ه ی تو لحظه ی افطار شوم.... -:-

.

.

.

در استانه مثلا ماه رمضانم
گوشتهای منیتم پروار
من چاق چاقم
از زشتیها
از هزاران وسوسه نهانی نفسی بدبخت
از میلیاردها میلیارد وسوسه نفسی بدبخت
رمضان است
سحرش که حالی از برای درد گفتن نیست
سحرش تا خرخره میخورم
افطارش
ولع دیوانه ام میکند
بقدری میخورم
که نه تشنگی
که نه گرسنگی بفهمم
اری اری
من بی دغدغه ام
اسیر هزاران وسواس رنگی
وحال کی میمیرم
از این گرداب لجن پرور خویش
معلوم نیست...!!!!

.

حلول ماه مبارک رمضان بر همه ی منتظران مبارک....التماس دعا